![]() |
![]() |
|
| عسل |
|
اخلاق و آراستگي ظاهري و تأثير آن بر زندگي خانوادگي پيشكش به : ريحانه ي خلقت : اميرالمومنين (ع) فرموده اند : «زن گلي ست لطيف و آسيب پذير» (نهج البلاغه ، نامه 31) از بهترين دستورهايي كه از سوي خدا بر شما نازل شده پيروي كنيد پيش از آنكه عذاب ناگهان به سراغ شما آيد در حاليكه از آن خبر نداريد . كه مبادا كسي روز قيامت بگويد : افسوس بر من از كوتاهي هايي كه در اطاعت فرمان خداوند كردم و از مسخره كنندگان آيات و دستورهاي او بودم يا بگويد : اگر خداوند مرا هدايت مي كرد از متقين و اهل تقوا بودم يا هنگامي كه عذاب مي بيند بگويد : اي كاش دوباره به دنيا مي آمدم تا از نيكوكاران باشم . (سوره زمر ، آيات 55-58) فهرست مطالب مقدمه فطرت زيبا طلبي زينت جسم و روح حكايتي جالب زيورهاي نا به جا : آتش بدن و تباهي استعدادها پي آمدهاي ناگوار آرايشهاي بد بر خانواده و اجتماع تهديد خانواده (نقش اخلاق در خانواده) تأثير آرايش بر عشق و عاشق شدن جواني طلاق و عوامل ناشي از آرايش بد و بي حجابي مقدمه زن جلوه يي از جمال ، محبت ، خلاقيت ربوبيت الهي و ركن اساسي در تعليم و تربيت است . اگر زنان به اين منزلت واقف شوند و در پاسداري از آن بكوشند ، فرآيند تربيتي و شخصيتي آنان و همه ي اجتماع سالم مانده به خوبي پيش مي رود ، اما اگر آن را رها سازند و در نگهداري از آن ، سهل انگاري نمايند ، لطمه هاي جبران ناپذيري بر هويت و موجوديت فرد ، خانواده و اجتماع وارد مي شود . تجربه ي ملتهاي گذشته نيز نشان دهنده ي اين نكته است كه هرگاه زنان ، بلنداي مقام و رسالت اصلي خود را درك نموده و در رشد شخصيت خود اهتمام ورزيده اند ، منزلت و محبوبيت آنان حفظ شده و اجتماع در سلامت زيسته و ناهنجاري ها كمتر بوده است . اما سئوال مهم اين است كه چگونه مي توان از كيان شخصيت زن دفاع كرد و آن را از آسيب هاي گوناگون ، مصون نگه داشت ؟ به اين سئوال ، پاسخ هاي متعددي داده اند : دسترسي بر اين عقيده اند كه حقوق زن و مرد در همه ي زمينه ها يكسان است و زنان با مردان در حقوق و آزاديهاي فردي و اجتماعي مشابه اند . لازم نيست كه زن ، مرزها و حصارهايي را رعايت كند ؛ در نوع لباس ، پوشش ، تعامل فردي و اجتماعي ، صحبت كردن ، ايجاد رابطه هاي گوناگون ، نبايد براي او محدوديت قائل شد ، چرا كه اين گونه محدوديت ها ، توهين به شخصيت وي و تخريب كننده ي آزادي اش مي شود . اين گروه با اين بينش محدود و خطا آلود خود ، در واقع شخصيت زن را از بين برده و او را از منزلت انساني و اجتماعي فرو كاسته اند . اما نگرگاه ديگر از آن اسلام است كه با توجه به ساختار وجودي و فطري انسان ، دستورهايي دارد كه تضمين كننده ي شخصيت انسان است . در تحقيقي كه اينك پيش روي شماست كوشيده ام با الهام از عقل و فطرت و فرمانهاي شخصيت ساز اسلام ، آراستگي ظاهري زن را مورد بحث قرار دهم فطرت زيبا طلبي حس هنري و زيبا خواهي ، يكي ديگر از جلوه هاي پر شكوه روح و ابعاد اصيل روان انسان است كه سر آغاز گرايش به زيبايي هاي معنوي و مادي و فشاء پيدايش هنر حقيقي در زمينههاي مختلف است هر انساني بر اساس سرشت باطني و ساختار وجودي خود به زيبايي و جمال علاقمند است و تحت تأثير زيبايي هاي اخلاقي ، ادبي ، احساسي و زيبايي هاي مادي و طبيعي قرار مي گيرد و هم چنين داراي استعداد هنري ظريف و دقيق و نقاشي و امثال اينها در اثر پرورش اين حس فطري ست . زينت جسم و روح انسان داراي روح ملكوتي و جسم مادي ست ؛ زينت و آراستن هر يك از اين دو ، از اموري ست كه متناسب با حقيقت آنهاست . زيورهاي مادي و طبيعي آرايش دهنده ي جسم مادي و زيبايي هاي معنوي و اخلاقي زينت بخش روح ملكوتي ست . آراسته شدن به هر دو ، از سوي دين اسلام مورد تأكيد قرار گرفته است : به شرط حفظ تعادل و ميانه روي در زينت هاي جسمي و مادي . قرآن كريم درباره ي زينت هاي طبيعي مي فرمايد : «آنچه بر روي زمين است زينت زمين قرار داديم تا آنها (مردمان) را بيازماييم كه كدامشان بهترين عمل را انجام مي دهند .[1][1] براساس ان آيه ، زينت هاي زميني ، زيبا كننده زمين و امور مادي از جمله جسم است و درباره ي زينت هاي روحي نيز مي فرمايد : «خداوند ايمان را در نظر شما محبب گرداند و آن را در دلهاي شما آراست و كفر و فسق و نافرماني را برايتان ناپسند گرداند .»[2][2] ايمان توحيدي ، مبناي انسانيت و زيبايي هاي روحي ، ايمان راسخ و استواربه خداوند و قيامت است و همه خوبي ها و زيبايي ها در ايمان نهفته است ؛ بنابراين وقتي قلبهاي انسان ها با زيور ايمان به خدا مزين شده و براساس فطرت ايماني و توحيدي آفريده شده است ، معنايش اين است كه تمام دلها به بذر كمالات ، فضايل و اخلاق خدا گونه آراسته گرديده و محبوب فطري همه ي انسانهاست و بايد در پرتو حقيقت ايمان ، شكوفا گشته به كمال مطلوب برسد ؛پس فطرت جمال طلبي انسان ، زاييده ي فطرت توحيدي و عشق به خداوند جميل است . حكايتي جالب مرحوم ميرزاي قمي ـ از علماي شيعه ـ با فتحعلي شاه وارد حمام شدند . آن عالم بزرگوار به فتحعلي شاه مي فرمايند : آيا مي دانيد فرق من و شما در اين حمام چيست ؟ او در پاسخ گفت : نمي دانم ميرزاي قمي فرمود : فرق در اين است آنچه شما از تاج و لباس هاي سلطنتي و زروزيور داشتيد ، همه را در رخت كن گذاشتيد و آمديد ، اما من هر چه از علم و فضايل اخلاقي و تقوا و ... را داشتم همه را با خود به اينجا آوردم .[3][3] خوشا به سعادت كساني كه شخصيت آسماني خود را شناخته و ارزش و جايگاه والاي خويش را در جهان آفرينش يافته اند و خود را براي سفر به سراي ديگر آماده مي كنند . شگفتا از كساني كه همه روزه صورت و سيماي ظاهر و جسم خود را كه نظر گاه خلق است پاكيزه و آرايش كرده و آراسته مي سازند ، تا خلق بر چرك و عيوب آنها مطلع نگشته و خويشاوند آنان گردد . اما سيماي باطن و دل كه نظاره گر حق و تجلي گاه اوست و ساير مزايايي كه براي جمال درون است را فرو گذاشته و كثافات و رذيلت هاي آن را مهمل مي گذارند . زيورهاي نا به جا : آتش بدن و تباهي استعدادها آرايش دادن بدن بدون عنايت به تزئين روح و خود نمايي درجامعه نه تنها زنيت و آرايش واقعي نيست ، بلكه آتشي ست بر بدن كه استعدادهاي خود و ديگران را نابود كرده و پرونده اعمال را تيره و سياه مي كند ، لذا زينت هايي كه با هدف خود نمايي در جامعه صورت مي گيرد در عالم قبر و جهان آخرت ـ براساس آيات و روايات آيات و روايات تجسم اعمال ـ به شكل عذاب آشكار شده و بدن را مي سوزاند و روح را مي آزارد . اما زينت و زيبايي باطن ، همراه با آرايش مقبول و مجاز بدن نه تنها هيچ زياني ندار ، بلكه باعث مي شود اعمال و رفتار فر آن چنان زيبا جلوه گر شود كه ديگران در همه ي عرصه هاي جاذبه هاي روحي و ملكوتي تحت تأثير و شيفته ي جمال باطني او قرار بگيرند و چه بسا سبب هدايت و راهنمايي ديگران به سوي كمال و انسانيت باشد . چه قدر فرق است ميان اين دو گروه : يكي مي سوزاند و ديگري شكوفا مي كند . آن ويران مي كند و اين آباد مي سازد . و نيز نصيحت سعدي اين است كه : تن آدمي شريف است به جان آدميت همين لباس زيباست نشان آدميت اگر اين درنده خويي ز طبيعت بميرد همه عمر زنده باشي به روان آدميت نه بيان فضل كردم كه نصيحت تو گفتم هم از آدمي شنيدم بيان آدميت طيران مرغ ديدي تو ز پاي بند شهرت بدر آي تا ببيني طيران آدميت رسد آدمي به جايي كه به جز خدا نبيند بنگر كه تا چه حد است مكان آدميت از حضرت امير المومنين (ع) نقل شده كه فرموده اند : من و فاطمه بر رسول خدا (ص) وارد شديم ، او را در حال گريه شديد مشاهده كرديم . به ايشان عرض كردم : پدر و مادرم به فدايت يا رسول الله ، چه چيزي سبب گريه ي شما شده است ؟ حضرت فرمودند : يا علي ! ديشب در معراج كه به آسمان رفتم ، زنان امت خود را در عذاب شديد ديدم ... آن گاه كيفيت عذابهاي آنان را فرمود : بعد فاطمه (س) خطاب به پدر فرمود : حبيب من ! نور چشم من ! عمل و روش آن زنان چه بوده كه خداوند چنين عذابي را براي آنان مقرر كرده است ؟ پيامبر فرمودند : آن زني كه از موهايش آويزان بود براي اين بود كه موهايش را از نامحرم نمي پوشانيد و آن زني كه از زبانش آويزان بود به اين خاطر بود كه شوهرش را با زبانش مي آزرد و آن زني كه از دو پستان آويزان بود از همبستر شدن با همسرش خودداري مي كرد و زني كه از پا آويزان بود از خانه بي اجازه ي شوهرش خارج مي شد و خانمي كه گوشت بدنش را مي خورد خود را براي مردم زينت مي كرده و زني كه پاهايش به دستهايش بسته بود . و مارها و عقربها بر او مسلط بودند ، در حال نجاست وضو مي گرفت و با لباس نجس بود و غسل جنابت و حيض به جا نمي آورد و خود را نظيف نمي نمود و در نماز سستي مي كرد و زني كه كروكور و لال بود از راه زنا بچه دار مي شد و او را به گردن شوهرش مي انداخت و آن زني كه گوشت بدنش را با قيچي جدا مي كردند ، خودش را براي مردان عرضه مي كرد و خانمي كه صورت و بدنش مي سوخت در حاليكه رودهايش را مي خورد در عمل منافي عفت واسطه بود و زني كه سرش خوك و بدنش الاغ بود سخن چين و دروغگو بود و اما زني كه به صورت سگ بود آوازه خوان و حسود بوده است . بعد رسول خدا فرمودند : واي بر زني كه همسرش را ناراضي و غضباك كند و خوشا به حال او كه شوهرش راضي باشد .[4][4] پي آمدهاي ناگوار آرايش هاي بد بر خانواده و اجتماع 1- تهديد خانواده نقش اخلاق در خانواده در اسلام نظام خانواده بسيار مهم تلقي شده است ، زيرا در پرتو خانواده است كه عواطف و غرايز زن و مرد در كنار هم ارضا مي شود ، آرامش آن دو تأمين مي گردد ، مكمل يكديگر بوده و در فضاي آكنده از معنويت ، محبت و احترام متقابل به شخصيت حقيقي و حقوقي يكديگر ، به توليد و تربيت فرزندان پاك اقدام مي كنند . ويژگيهاي خانواده در صورتي كه از ويژگي هاي نام برده برخوردار خواهد شد كه پايه ي آن ، محبت و عشق زوجين نسبت به هم باشد . البته چنين عشقي تنها بر مبناي ارزشهاي الهي و فضايل اخلاقي استوار است . رابطه ميان زن و شوهر كه مبتني بر اخلاق و رفتار صحيح است از چند جهت اهميت دارد و رفتارهاي نيك و سجاياي اخلاقي در زندگي مشترك باعث برآورده شدن آرامش و تكميل همديگر و تداوم امنيت خانواده مي شود . و جايگاه زن به عنوان محبوب و معشوق ، پرورش عواطف انساني و تربيت نسل سالم و صالح است در كنار طهارت جسم و روح خود او كه تأثير گذار است بر خانواده . تأثير آرايش بر عشق و عاشق شدن جواني جسد نيمه سوخته ي پيدا شده در پارك جنگلي گلشن متعلق به دختر جواني جواني است كه پس از شكست در عشق دست به خودكشي زده است . مأموران در تحقيقات خود پي بردند كه قرباني حادثه از يكسال قبل با پسر دانشجويي از بستگان خود آشنا شده و پس از جذب پس به خاطر زيبايي ساختگي اش به عقد او در آمده بود ، اما هنوز زندگي مشترك خود را شروع نكرده بودند . در ادامه تحقيقات ، خواهر دختر جوان ، آخرين نامه يي كه از او مانده بود را در اختيار پليس قرار داد . در اين نوشته دختر ادعا كرده بود كه پس از عقد با دانجشوي جوان از او باردار شده ولي چون نامزد حاضر به تشكيل زندگي مشترك نشده ، بچه را سقط كرده و به خاطر گفته ي نامزدش كه بعد از يكسال بيان كرده بود كه حاضر نيست زندگي آينده و مال و فرزند و آرامش خود را در اختيار كسي بگذارد كه همواره خود را براي نامحرمان كه همواره خود را براي نامحرمان بزك مي كرده و خدا مي داند پايش به چه جاهايي و توسط چه كساني باز شده است و به خاطر شرايط به وجود آمده و شكست در عشق ، ديگر حاضر به زندگي نيست و به حيات خود خاتمه مي دهد .»[5][5] طلاق و عوامل ناشي از آرايش بد و بي حجابي از پي آمدهاي زيان بار رعايت نكردن حجاب و قائل نشدن حد و مرز براي آرايش هاي ظاهري ، طلاق و از هم پا شيدن نظام خانواده است ؛ طلاقدر نظر اسلام مغبوض ترين حلال مي باشد كه تنها در صورت اختلافات حل نشدني ضرورت مي يابد . اسلام عزيز براي جلوگيري از اينگونه اتفاقات معيارهايي از را در نظر گرفته است . معيارهايي از قبيل ايمان ، آراستگي به فضايل اخلاقي نه وسايل آرايشي ، اصالت خانوادگي و امثال اينها را براي انتخاب همسر شايسته ، مقرر فرموده و حقوق و وظايفي را براي آنها مشخص كرده است . چشم چراني و مقايسه با همسر هرگاه زنان با ظاهري آراسته و بدن نما در جامعه حاضر مي شوند ، مردان عادي با چشم چراني و مشاهده زيبايي هاي ظاهري و مقايسه ي همسران خويش با اين زنان ـ كه طبيعتاً ميوه تخلق آن بي رغبتي يا كاهش محبت به همسران خود مي باشد ـ زمينه ي بهانه جويي مردان و عيب جويي و تحقير و بي احترامي به زنان خويش و در نتيجه بروز اختلافات ، ايجاد شده و در نهايت به طلاق و جدايي كشيده مي شود . غلفت از معيارهاي اصولي در گزينش همسر خودنمايي دختران سبب انتخاب و گزينش غلط و نادرست آنان در ازدواج مي گردد ، زيرا پرده هاي هوس و خودخواهي و توجه بي جا و بي مورد آنان به ظواهر و ماديات و عناوين اعتباري خواستگاران و غفلت از معيارهاي اصولي و سازنده در انتخاب همسر ، ماع واقع بيني شده و در نتيجه نه از ارشاد و هدايت گري هاي انديشه و عقل خود بهره مي برند و نه تحت تأثير اندرزها و راهنمايي هاي اطرافيان خردمند قرار مي گيرند ؛ از اين رو از انتخاب همسر شايسته محرم مي گردند و پس از ازدواج و گذشت مدت زماني مدت زماني ، متوجه شكست در ازدواج شده و به تدريج ميان آنان و شوهرانشان فاصله مي افتد و سرانجام كارشان به طلاق كشيده مي شود . فريب فوري ظواهر آراسته خودآرايي و نمايش جاذبه هاي زنانه موجب مي شود جوانان مجرد ، از ظواهر آراسته و آرايش شده ي آنها فريب خورده و شيفته ي آنان گردند و پس از ازدواج و چند روز پس از وصال در مي يابند كه همسرشان شايسته ي محبوبيت نبوده و در اين پيوند زناشويي و در اثر فريب ظواهر ناموفق بوده و دچار زيان شده اند . در اين صورت عشق تبديل به نفرت و دشمني مي شود و در نهايت طرف مقابل درصدد انتقام بر مي آيد و در ضمن تحقير ، سرزنش و عيب جويي و سوءظن به همسران خود ، در نهايت از هم جدا مي شوند و از سال 81 تا كنون به اين دليل از هر چهار ازدواج يكي از آنها به طلاق مي انجامد .[6][6] بنابراين ريشه ي عمده ي طلاق از يك سو در بي پروايي زنان و آرايشهاي فجيع آنها و از سوي ديگر چشم چراني و نظر بازي مردان ضعيف الايمان نهفته است . در اين ميان دو موضوع باعث افزايش چشم چراني مردها مي شود : نخست آن كه مردها به خاطر انس و همراهي با همسرانان ، از زيبايي ظاهري آنها غافل مي شوند يا برايشان عادي مي شود و ديگر اينكه زنان نيز به دليل الفت و هم نشيني با شوهرانشان و يا اشتغالات زيادخانه و غيره كمتر به زينت و آرايش خود براي آنان مي پردازند . حال آنكه اگر هر كس به دو سئوال اصلي و فرعي پاسخ گويد بسياري از نيازهاي مهم زندگي اش را پاسخ گواست : اول اينكه : با توجه به آيين مقدس اسلام ، حدو آراستگي ظاهري براي افراد چيست ؟ دوم اينكه : حدود فقهي آرايش ظاهري چگونه است ؟ حدود اخلاقي آراستگي ظاهري چگونه است ؟ و از آغاز كه هيچ قانون مشخص براي اندازه گيري مرزهاي آرايش وجود ندارد و هر كس براي خود قوانيني وزن مي كند كه گاهي اوضاع را وخيم تر مي كند و به همين دليل بعد از مراجعه به كتب و رسالات گوناگون تلاش كردم و مرزهايي كه به صورت پراكنده به آنها اشاره شده است را در زير بياورم تا بهتر و بيشتر حدود آرايش شخصي و فردي زن و مرد را در صحنه ي اجتماع بدانم و از نظر اخلاقي بشناسم تا پس از رعايت آنها در صحنه هاي اجتماعي آماده شوم براي ورود به صحنه ي مهمتري بنام زندگي خانوادگي و زندگي مشترك . آرايش صورت اسلام نظافت و آراستگي را نشانه ي ايمان مي داند اما افراط در اين امر نمي پذيرد ؛ از ديدگاه اسلام رسيدگي بيش از حد به امر آرايش صورت به گونه يي كه از عرف جامعه خارج شود ، مورد نكوهش است . از جمله آرايش ممنوعه در اسلام كه مرد را به زن شبيه مي سازد . اين ممنوعيت هم در چهره است و هم در لباس . كما اينكه زنان نيز از تشبيه شدن به مردان نهي شده اند . در نگاه اسلام ، هر كدام از آنها ، داراي سرشت ، طبيعت و خلقت مخصوص به خود هستند . بنابراين شبيه سازي هر كدام از آن دو به ديگري ، مغاير با فطرت و مخالف با شريعت است . از آن جمله گرفتن زير ابر و استفاده از لوازم آرايشي مخصوص زنان ، امري ست كه در عرف جامعه اسلامي ، براي مردان متداول نبوده است ، ناپسند شمرده مي شود . تا جايي كه اميرالمومنين مردي را كه با شمايل زنانه به مسجد آمده بود بيرون راند و فرمود : خداوند لعنت كند كساني را كه خود را به زنها شبيه مي كنند و زنهايي كه خود را به مردان شبيه مي كنند .[7][7] در روايات آمده است ، يكي از مظاهر فساد در آخر الزمان ، فراگير شدن تشبيه مردان به زنان و بلعكس ، دانسته شده است . از نگاه جامعه شناسي هم تجربيات بشري به اثبات رسانده كه چانچه زنان در جامعه ، عفت و پاكدامني و اهتمام به دستورات ديني را حفظ كنند ، مسير حركت جامعه از فساد و بي ديني فاصله گرفته ، هرزگي برخي مردان بي ايمان ، مغلوب حياي زنان پاك دامن خواهد شد . در چنين جامعه يي ، علاقه و رغبت به حفظ آداب اسلامي بيشتر به چشم مي خورد . براساس آنچه بيان شد اسلام با اصل آرايش موافق است ، با توجه به مصالح فرد و جامعه محدوديتهايي نيز براي آن قائل است : مثلاً الف ـ آرايش زن در برابر نامحرم اسلام براي رعايت عفت و پرهيز از شعله ور شدن آتش شهوت در دل مردان ، كه به انحراف از جاده ي عفت منتهي مي شود مقرر ساخته زنان از آنچه از ناخواسته نمايان مي شود و غير از كساني كه محرم او شمرده مي شوند ، آرايش خود را از ساير مردان و نامحرمان پنهان سازند . اين نهايت باريك بيني اسلام است تا زنان و كرامت انساني شان ، توسط هرزگان هوس ران ، مورد استفاده قرار نگيرد . ب ـ فريب كاري (تدليس) از ديگر آرايشي كه حكم حرام دارد ، آرايشي ست كه براي فريبكاري صورت مي گيرد . عالمان ديني علت حرام بودن اين آرايش را از آنجا مي دانند كه باعث مي شود در زنان آنچنان محاسن بوجود آورد كه واقعي نيست و نيز معايبشان به گونه يي پوشانده مي شود كه ديگران فريب مي خورند .[8][8] مصداق اين فريبكاري در دو جا ذكر شده است : اول زني كه قصد ازدواج دارد و دوم كنيزي كه قصد فروشش را دارند .[9][9] ج ـ نقص و آزار جسمي در اسلام هر گونه نقص وارد كردن به خود و ديگران ممنوع است . از اين رو ، اگر زن به گونه يي آرايش كند كه مستوجب تغيير خلقت ، در نتيجه نقص جسماني اش شود ، حكم ضرر بر نفس پيدا كرده و از آن نهي شده است . به عنوان مثال اگر كسي اعضاي بدنش را به گونه يي عمل نمايد كه ، ضرر ببيند ، حرام است و ممنوع . و يا آنچه زنان امروزه به عنوان كاشت ناخن يا ابرو يا گونه گذاري يا جراحي زيبايي بيني يا به كار بردن لنزهاي چشمي صورت مي گيرد . در تمام اين موارد اگر ثابت شود كه انجام اين اعمال مستوجب ضرر و زيان است ، حكم نهي پيدا مي كند . نيز آرايش كردن زن نيز بايد توسط خودش يا زن ديگري انجام شود . زيرا آرايش مستلزم نظر كردن و دست زدن به بدن مي شود و اين كار براي نامحرم ، حرام است . همچنين بهتر است در مكاني زن در معرض ارباب رجوع مرد است نحوه ي آرايش آنان به گونه يي باشد كه مانع انجام وظايفشان نشود ، يعني به حداقل اكتفا كنند تا هم به گناه دچار نشوند ، يعني به حداقل اكتفا كنند تا هم به گناه دچار نشوند و هم ديگران را در گناه نيندازد و هم وظايفش را به نحو احسن انجام رساند . آرايش ممنوعه دين اسلام ، ديني ست كامل كه با فرهنگي غني كه در صورت اجراي صحيح قوانين آن ، سعادت انسان تضمين خواهد شد . از اين رو ، تعاليم دين اسلام اجازه هر گونه تبعيت كوركورانه از فرهنگ بيگانه را منع كرده است . تنها در صورتي استفاده از اعمال بيگانگان مجاز شمرده مي شود كه در قلمرو كسب علم و تجربه آموزي ، منفعتي ب جامعه اسلامي برسد . از جمله تقليدهاي كوركورانه كه امروزه در جوامع اسلامي مشاهده مي شود ، استفاده از مدها و مدلهاي غربي ست در انواع مختلف . اين گونه تقليدهاي بي هدف ، نه تنها منفعتي عقلاني ندارد بلكه مستلزم صرف وقت و هزينه ي فراوان براي تقليد كننده است . از جمله بارزترين نوع تبعيت از كفار و غير مسلمانان ، هم سان سازي ظاهري و به شكل آنان درآمدن است . خداوند در قرآن هشدار مي دهد . كه پيروي از تقليد و مرعوب شدن در مقابل افكار و عقايد و عادات بيگانگان ، سرانجامي زيان بخش خواهد داشت .[10][10] برخي از مصداقهاي تقليد كوركورانه پوشيدن البسه بيگانگان است كه خارج از فرهنگ اسلامي ماست . مدلها و طرحهايشان بيانگر مذهب ، فرقه يا گروه خاصي از بيگانگان است . استفاده از نقش حروف لاتين و غيره كه بعضاً داراي معاني زشت است و همچنين استفاده از پاپيون و كراوات به عنوان سمبل تمدن غربي و البسه يي كه با چهره ي جانداران ، انسانها و مخصوصاً جنس زن به شكل جلف ، منقش شده نهي شده است . همچنين از لباسهايي كه تكبر و تفخر را در پي دارد نيز نهي شده اند . و در كل استفاده از موادي كه فساد را رواج مي دهند در اسلام ممانعت به عمل مي آيد گرچه استفاده از اين مواد في نفس هيچگونه مشكلي ندارد اما در برخي موارد بايد نهي شود تا جامعه از سلامت و خانواده از بينايي محكم و استوار برخوردار باشد و هر كودك با آرامش سر بر بالين امن پدر و مادري عفيف گذارد . نتيجه هر كه در دنيا خود را براي خداي تعالي بيارايد و پاكيزه كند در روز قيامت بويش خوشتر از مشك تيز بوي است و هر كه براي غير از خدا اين عمل را انجام دهد در روز قيامت بويش گندتر از مردار خواهد بود .[11][11] منابع 1- ميزان الحكمه ، ترجمه حميد رضا شيخي 2- قرآن كريم 3- احكام خانواده ، عبدالرحيم موگهي 4- اسلام و مصرف پوشاك ، بهمن اكبري 5- بهداشت و زيبايي پوست ، نوشته ي جي سي مار شينا و ترجمه ساعد زمان 6- زن در آيينه جمال و جلال ، عبدالله جوادي آملي 7- نهج البلاغه 8- فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي ، دكتر حداد عادل [1][1] - سوره ي كهف آيه 7 [2][2] - سوره حجرات آيه ي 7 [3][3] - نقل مضمون فرمايش آيه اله اشتهاردي ـ داقت بركاته ـ در درس اخلاق [4][4] - بحارالانوار ، جلد 8 ، ص 309 [5][5] - روزنامه ي ايران ، شماره 2899 چهارشنبه 11/6/83 [6][6] اخبار جمهوري اسلامي ايران شبكه 1 [7][7] - وسائل الشيعه محمد بن حسن مر عاملي ، ج 17 ، ص 285 [8][8] - شرايع الاسلام ، جعفر بن حسن (محقق) طي ، ج 2 ، ص 10 [9][9] - جواهر الكام ، محمد حسن نجفي ، تحقيق علي آخوندي ج 2 ، ص 113 [10][10] - قرآن كريم . آل عمران آيه 149-150 [11][11] - ميزان الحكمه ، ج 7 و ص 3341 |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/08/18ساعت 5:33 توسط عسل |
|
|
آنان كه علي را به خدايي قبل دارند
كفرش به كنار عجب خدايي دارند
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/08/18ساعت 0:3 توسط عسل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من عسل ....
متولد 30/6/1364 فوق دیپلم حسابداری از استان خوزستان هستم به چشمانت که رنگ دریاست به آن نازی که در چشم تو پیداست به رخسارت که چون مهتاب زیباست به لبخندت که چون گلهاست قسم ای نازنین تا زنده هستم تو را من دوست دارم و می پرستم |
| پیوندهای روزانه |
|
پوست آهنگ حسابرسان جوان وبلاگ یانگوم مدل لباس2 مدل لباس آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
دوستت دارم شهریار اعمال ماه مبارک رجب پروژه هاي كارآفريني و پروژه مالي گزارش كارآموزي تحقيقات حسابداري تحقيقات كامپيوتر تحقيقات و پايان نامه رشته روانشناسي تحقيقات معماري |
|
RSS
|